داغ مرا تازه تر کن
زات شررها!!! این قفس را برشکن و زیر و زبر کن..................
این شعر رو بردیا عزیز ما با نواختن تار (پاندول ساعت!!!) برای ما می خون و ما رو به حالت خلسه فرو می بره!!!

آخه یکی نیست بگه فنقلی آخه این چه شعریه تو می خونی!!!
یه عکس بردیا جون در حال گریه رو میزارم که ببینید وقتی گریه هم میکنه خوشمزست!!!

آقا بردیای ما فرهنگ لغت خودش داره. و همه به این فرهنگ لغتش احترام میزارند.
فقط تو این دنیا یه عمو ملی که این بردیا جون ما خیلی ازش حساب می بره . هر دفعه من میبینه میگه عمه سوده عمو ملی نیست؟؟(ملی همون علی همسر گرامی بنده)
منم میگم نه عمه جون نیست. یا بعضی موقع ها که ما می خوایم زحمت کم کنیم میاد به من میگه عمه سوده تو نرو عمو ملی بره.
نمی دونم این علی باهاش چیکار کرده؟؟؟؟؟؟؟؟
خلاصه گل پسر ما به عمو منصورش میگه عمو منصوری . البته اگه دقت کنی میگه عمو منشوری!!!
به مادر بزرگش می گه ماجون ( احتمالا همون مامان جونه!!)
به شیر پاستوریزه میگه : ممه جون گاوی . ( قربون گلم برم اینقدر با محبته به همه چی یه جون اضافه می کنه!)
به آب سرد کن یخچال می گه : آب جیشی!!! ( حالا حدس بزنید چرا؟!!)
به تمام اشیای تو دنیا هم یه آقا اضافه می کنه. مثل آقا برق و آقا یخچال و آقا چراغ مطابعععه (چراغ مطالعه)
بزرگترین عشقش هم تو دنیا عمو منصوریش که هیچ وقت ازش سیر نمیشه.
بازم میام.........

از نمکش هر چی بگم کم گفتم جیگر ما اینقدر باهوش و تو دل برو که دلت می خواد یه لقمه چپش کنی!

بازم مینویسم از این جیگر. فعلا سرم شلوغه!!!